وبلاگ
تاریخچه رولکس

رولکس امروز یکی از لوکسترین برندهای ساعت در جهان است که ارزش آن در حدود ۸ میلیارد دلار تخمین زده میشود. تاریخچه این برند به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد و با یک پسر بچه نوجوان یتیم آغاز شد که ارثیهاش از او دزدیده شده بود. این داستان، قصه هانس ویلسدورف، مردی است که با ارادهای آهنین بر چالشهایش غلبه کرد و صنعت ساعتسازی را متحول ساخت.
سالهای اولیه و شروع یک سفر
هانس ویلسدورف در ۲۲ مارس ۱۸۸۱ در کومباخ آلمان متولد شد. خانواده او تجارت موفقی در زمینه فروش کالاهای آهنی داشتند و در طبقه متوسط جامعه قرار میگرفتند. متأسفانه، او در سنین کم با غم از دست دادن هر دو والدینش روبرو شد؛ مادرش در سال ۱۸۹۲ و پدرش یک سال بعد درگذشتند و هانس در سن ۱۲ سالگی یتیم شد.
تحت سرپرستی داییهایش، هانس و برادرانش به یک مدرسه شبانهروزی معتبر در باواریا آلمان فرستاده شدند. هانس در ابتدا از این تصمیم متنفر بود و افسرده شد، زیرا به عنوان یک غریبه شناخته میشد و به دلیل مذهبش مورد تمسخر قرار میگرفت. با این حال، او تصمیم گرفت تمرکز خود را بر تحصیل بگذارد. با گذشت زمان، او متوجه شد که این تصمیم داییهایش، هرچند سخت، اما عامل مهمی در موفقیت او بوده است. او عادت به خوداتکایی و مراقبت از داراییهایش را آموخت، چیزی که خودش بعدها به آن اشاره کرد و آن را عامل بسیاری از موفقیتهایش دانست.
هانس دانشآموزی درخشان بود و بهویژه در ریاضیات و زبانها (فرانسوی و انگلیسی) سرآمد بود. او همیشه کنجکاو سفر بود و میدانست که یادگیری زبانها بسیار مفید خواهد بود. در مدرسه، با یک پسر سوئیسی دوست شد که داستانهایی از زادگاهش، لا شو دو فون (La Chaux-de-Fonds)، شهری در سوئیس که بهخاطر تاریخچه طولانی در ساعتسازی مشهور بود، برایش تعریف میکرد. هانس به شدت شیفته این مکان شد.
ورود به دنیای ساعتسازی
هانس در سن ۱۹ سالگی آلمان را ترک کرد و به ژنو سوئیس نقل مکان کرد. او به عنوان کارآموز برای یک شرکت بینالمللی صادرات مروارید مشغول به کار شد و در آنجا با تاکتیکهای تجاری آشنا شد. با این حال، کنجکاوی او نسبت به لا شو دو فون و صنعت ساعت، او را به سمت تغییر مسیر سوق داد. در سال ۱۹۰۰، او به لا شو دو فون رفت تا برای شرکت کونو کورتن (Kuno Korten)، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان ساعتهای با کیفیت آن زمان، کار کند. این شرکت سالانه حدود یک میلیون فرانک سوئیس ساعت جیبی صادر میکرد.
هانس به لطف تواناییاش در زبان انگلیسی، به عنوان خبرنگار انگلیسی و منشی استخدام شد و ماهانه ۸۰ فرانک سوئیس حقوق میگرفت. او همچنین مسئول کوک کردن روزانه صدها ساعت جیبی و تأیید دقت آنها بود. این تجربه به او بینش فوقالعادهای در مورد ساعتسازی و دانش زیادی در مورد نحوه تولید انواع ساعتها داد. با این حال، حضور او در آنجا کوتاه بود؛ او پس از تنها دو سال کار در کونو کورتن، مجبور شد برای خدمت در ارتش به آلمان بازگردد.

هانس ویلسدورف
پس از پایان خدمت سربازی و در سن ۲۲ سالگی، هانس به لندن انگلستان نقل مکان کرد و برای یک شرکت دیگر ساعتهای با کیفیت بالا کار کرد. او در این نقش مسئولیت بزرگتری داشت و وظیفه افزایش فروش شرکت را بر عهده گرفت. طی دو سالی که در آنجا ماند، با موفقیت مشتریان بیشتری برای شرکت پیدا کرد و فروش را افزایش داد. در این مدت، او به طور جدی به فکر تأسیس کسبوکار ساعت خود بود و هرچه میتوانست برای افزایش دانش خود در این زمینه میآموخت.
تولد رولکس
در لندن، هانس با همسر آیندهاش، فلورانس فرانسیس می کروتی، آشنا شد. روزی هانس با برادرزن بزرگتر خود، آلفرد جیمز دیویس، درباره زندگی و برنامههای آیندهشان صحبت میکرد. هانس به او گفت که به اندازه کافی برای افتتاح کسبوکار ساعت خودش اعتماد به نفس دارد، اما به مقداری سرمایه نیاز دارد. آلفرد سرمایه را داشت و اشتیاق هانس را به ساعتها میشناخت. علیرغم سن کم هانس، او ریسک کرد و قول داد که در این سرمایهگذاری به او کمک کند.
آنها دست دادند و در سال ۱۹۰۵، شرکت Wilsdorf and Davis Limited را تأسیس کردند. این شرکت بعدها به رولکس تبدیل شد. چند سال بعد، آنها با یک شرکت ساعت سوئیسی به نام هرمان ایگلر (Hermon Aegler) که در سوئیس مستقر بود، شراکت کردند و شروع به واردات موتور ساعت (movements) از سوئیس به انگلستان و قرار دادن آنها در قاب ساعت کردند. آنها همچنین دفتری در شهر بیل (Bien) سوئیس برای تسهیل این شراکت افتتاح کردند. به زودی، آنها در توزیع ساعت با قیمتهای مقرونبهصرفه تخصص پیدا کردند.
انقلاب ساعت مچی
با وجود علاقه هانس به ساعتها، یک چیز او را در صنعت ساعت آن زمان ناراضی میکرد: ساعتهای جیبی. در آن زمان، ساعتهای مچی عمدتاً توسط زنان به عنوان جواهرات استفاده میشدند و توسط برخی با تحقیر نگریسته میشدند، چرا که دقیق نبودند. این ساعتهای مچی بسیار کوچکتر از ساعتهای جیبی بودند و حرکات کوچکتری داشتند که به دلیل جزئیات کوچک در موتور، ساعت را به طور منظم تندتر یا کندتر میکرد. این دلیل اصلی محبوبیت بیشتر ساعتهای جیبی بود و به دلیل اندازه بزرگشان مردانه تلقی میشدند.
اما برای هانس، استفاده از ساعت جیبی ناخوشایند بود. هر بار که برای دیدن زمان باید دستش را در جیب میکرد، مخصوصاً زمانی که دستهایش مشغول بود، کمی زحمت داشت. تا آن زمان، تقریباً غیرممکن به نظر میرسید که یک ساعت مچی عالی ساخته شود که بتواند به طور مداوم زمان دقیق را نشان دهد و برای استفاده روزمره مناسب باشد.
هانس ویلسدورف در سال ۱۹۱۴ پیشبینی کرد که ساعتهای جیبی تقریباً به طور کامل ناپدید خواهند شد و ساعتهای مچی به طور قطعی جای آنها را خواهند گرفت. او کاملاً متعهد به یافتن راهی برای ساخت بهترین ساعت مچی بود. او چندین سال بعدی را در سفر به کشورهای مختلف اروپا گذراند و با ساعتسازان بیشماری برای بحث درباره جزئیات ساعتها ملاقات کرد. در این سالها، او شروع به عرضه ساعتهای مچی خود کرد، درست از همان سالی که شرکتش را تأسیس کرد. او با استفاده از آنچه از دیگر ساعتسازان آموخته بود، بر ساخت یک ساعت مچی با کیفیت بالا و قابل اعتماد برای مردان و زنان تمرکز کرد.
کسبوکار او به زودی مورد توجه قرار گرفت و تا سال ۱۹۰۸، یکی از شرکتهای برتر در صنعت ساعتسازی در انگلستان بود. در این مرحله، هانس میخواست نام شرکت خود را به چیزی مجلل، جذاب و آسان برای تلفظ در هر زبانی تغییر دهد. نام همچنین باید کوتاه باشد تا به راحتی روی صفحه ساعت جا شود. او زمان زیادی را صرف ترکیب پنج حرف از الفبا کرد تا اینکه سرانجام رولکس (Rolex) متولد شد. او فوراً متوجه شد که این نام عالی است و چند روز بعد، نام رولکس را به عنوان علامت تجاری برای Wilsdorf and Davis Limited در سال ۱۹۰۸ ثبت کرد.
رولکس در دوران جنگ و تحول
در سالهای بعدی، رولکس به خاطر ساعتهای مچی با کیفیت بالا شناخته شد و بسیاری از افراد ثروتمند شروع به استفاده از آن کردند. اما دیری نپایید که جنگ جهانی اول آغاز شد و بسیاری از مشاغل، از جمله شرکتهای ساعت، برای بقا در تقلا بودند. با این حال، این رویداد غمانگیز تنها باعث شهرت بیشتر شرکت هانس شد، زیرا ساعتهای مچی قابل اعتماد آن برای سربازان بسیار مفیدتر و ایمنتر از ساعتهای جیبی بود. آنها همچنین به هماهنگی بهتر حملات به دلیل دقت زمان کمک میکردند. تا سال ۱۹۱۴، شرکت به قدری رشد کرده بود که ۶۰ نفر را در لندن استخدام کرده بود و دفاتر بزرگ باز در اختیار داشت.
برای افزایش اعتبار خود، رولکس در سوئیس اولین امتیاز کرونومتر ساعت مچی را به دست آورد و به دنبال آن، یک گواهینامه دقت کلاس A از رصدخانه Q لندن دریافت کرد. این دستاورد، اعتماد مردم را به برند افزایش داد.
اما همه چیز برای هانس در سال ۱۹۱۴ آسان نبود. دولت بریتانیا مالیات ۳۳ درصدی برای شرکتهای ثبت شده در بریتانیای کبیر که کالاهای خود را به خارج از مرزهای بینالمللی صادر میکردند، اعمال کرد. این موضوع نگرانی بزرگی برای هانس بود، بنابراین او دفتر مرکزی شرکت خود را از لندن به بیل (Bien) سوئیس منتقل کرد تا از این مالیاتها جلوگیری کند. دلیل دیگر این انتقال، جنگ جهانی و افزایش نارضایتی مردم بریتانیا از آلمانیها بود؛ نام هانس ویلسدورف آشکارا آلمانی بود و اگرچه او نام رولکس را قبلاً ثبت کرده بود، هنوز از نام Wilsdorf and Davis در انگلستان استفاده میکرد که مورد تحقیر قرار میگرفت. این وضعیت همچنین باعث شد که او در سال ۱۹۱۵ نام شرکت خود را به طور کامل از Wilsdorf and Davis Limited به The Rolex Watch Corporation Limited تغییر دهد. سالها بعد، هانس همچنین آرم مشهور پنج ستاره رولکس را در سال ۱۹۱۹ ثبت کرد که از آن پس بر روی صفحه ساعتها استفاده شد.
در سال ۱۹۱۹، دفتر اصلی Rolex Watch Corporation از بیل به ژنو منتقل شد، جایی که تا به امروز پابرجاست. از این پس، شرکت بر ساخت موتور ساعت در بیل تمرکز کرد و آنها را به ژنو منتقل میکرد، جایی که موتورها با دقت تأیید میشدند، با طراحی کلاسیک رولکس نهایی میشدند و محصولات به بازار عرضه میشدند. در ژنو بود که هانس با تیمش برای بهبود نوآوریهای فنی ساعت مچی تلاش کرد. هدف اصلی او این بود که قاب ساعت را آنقدر محکم بسازد که موتورها به طور دائمی در برابر آسیبهای ناشی از گرد و غبار، عرق، آب، گرما و سرما محافظت شوند. او باور داشت که تنها در این صورت دقت عالی ساعت رولکس تضمین خواهد شد.

معرفی Oyster: اولین ساعت مچی ضد آب
صبر و اراده هانس نتیجه داد و در سال ۱۹۲۶، رولکس مدل جدیدی را منتشر کرد که برای همیشه صنعت ساعت را تغییر داد: رولکس Oyster. این مدل، اولین ساعت مچی ضد آب در تاریخ بود. مدل جدید با قابی بسیار محکم مهر و موم شده بود که محافظت بهینهای برای موتورهای کوچک ساعت در داخل فراهم میکرد و آن را ضد آب میساخت. هانس میدانست که این یک نوآوری انقلابی است.
ما باید راهی برای ساخت ساعت مچی ضدآب پیدا کنیم.

هانس برای معرفی این مدل به جهان از یک استراتژی خلاقانه استفاده کرد. در سال ۱۹۲۷، او درباره زنی از لندن به نام مرسدس گلیسه (Mercedes Gleitze) شنید که ادعا میکرد قادر به شنا کردن در کانال مانش است. هزاران نفر برای تماشای تلاش او در آب سرد جمع شده بودند. هانس فرصت را دید و او را تشویق کرد که یک ساعت رولکس Oyster را دور گردنش ببندد. مرسدس پس از بیش از ۱۰ ساعت شنا، در حالی که تقریباً در حال یخ زدن بود، از آب بیرون کشیده شد و حدود چهار پنجم مسیر را پیمود. این تلاش موفقیت کامل نبود، اما ساعت رولکس Oyster در شرایط کاملاً سالم از آب بیرون آمد. مردم از این ساعت شگفتزده شدند و هانس از این تبلیغات با قرار دادن آگهی در صفحه اول روزنامه London Daily Mail مرتبط با این رویداد استفاده کرد. این نقطه، اوج شهرت بینالمللی رولکس به عنوان یک ساعت انقلابی بود.

مرسدس گلیسه
هانس برای افزایش بیشتر هیجان، ساعتهای رولکس Oyster را در داخل آکواریومهایی با ماهیهای واقعی در ویترین فروشگاههای رولکس به نمایش گذاشت تا مردم هنگام عبور از آنها را ببینند. این استراتژی هوشمندانه به طرز شگفتآوری مؤثر بود و مردم به محصولات علاقه پیدا کردند. تبلیغات در اینجا متوقف نشد؛ در سال ۱۹۲۸، او با برترین مدل بریتانیایی آن زمان، اولین لین (Evelyn Lane)، برای تبلیغ ساعتهایش همکاری کرد و البته عکسهایی از او که ساعت مچیاش را در داخل یک آکواریوم پوشیده بود، منتشر شد.
نمونههای دیگر تبلیغاتی شامل پرواز بر فراز اورست در سال ۱۹۳۳ بود که اعضای گروه که رولکس پوشیده بودند، پس از پرواز از عملکرد صد در صد ساعتهایشان راضی بودند. مثال دیگر، مالکوم کمپبل (Malcolm Campbell)، راننده مشهور بود که در سال ۱۹۳۵ با پوشیدن ساعت رولکس، رکورد سرعت حدود ۳۰۰ مایل در ساعت را ثبت کرد. هانس اجازه او را برای انتشار عمومی این موضوع گرفت و مالکوم بدون دریافت هیچ پولی پذیرفت. در این مرحله، مردم شروع به دیدن رولکس نه تنها به عنوان یک ساعت با طراحی با کیفیت بالا، بلکه به عنوان یک ساعت مچی قابل اعتماد، فنی و قابل استفاده برای زندگی روزمره کردند. منابع اشاره میکنند که تنها بازاریابی عالی برای موفقیت یک شرکت در این دوران لازم بود.
نوآوریهای مستمر: Oyster Perpetual و فراتر از آن
در این زمانها، رولکس با معرفی مدل بهروز شده خود، رولکس Oyster Perpetual در سال ۱۹۳۱، به شگفتزدن مردم ادامه داد. این ساعت اولین ساعت مچی ضد آب و خودکار (self-winding) بود. مدل قبلی Oyster یک دستاورد بزرگ بود، اما چالش این بود که هنوز باید ساعت را به صورت دستی کوک میکردید. به دلیل قاب محکم، باید ابتدا تاج اویستر را باز میکردید، آن را کوک میکردید و سپس دوباره آن را میبستید. ساخت این ساعت خودکار، رویایی بود که قرنها مردم سعی در کامل کردن آن داشتند اما هیچکس موفق نبود.
هانس ویلسدورف، با وجود تمام دستاوردهایش، گاهی برای پیشرفت در بازار با چالشهایی روبرو میشد و به دلیل نام آلمانیاش، باید دو برابر تلاش میکرد تا شرکت موفقی داشته باشد. از سال ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۰، او ساعتهای با کیفیتی خارج از برند رولکس نیز تولید کرد و آنها را تحت نام خود ثبت کرد، اما به دلیل نفرتی که بازارهای فرانسه، بریتانیا و آمریکا از آلمان داشتند، تولید آنها متوقف شد.
هنگامی که جنگ جهانی دوم درگرفت، رولکس به شدت آسیب دید. صادرات محصولات از سوئیس به برخی بازارهای بزرگ دیگر در اروپا دشوار و گران شد. هانس از این وضعیت ناامید بود. برای بدتر شدن اوضاع، غم دیگری به دنبال آن آمد: همسرش در سال ۱۹۴۴ درگذشت.
میراث هانس ویلسدورف: بنیاد رولکس و مالکیت دائمی
برای گرامیداشت همسرش، هانس بنیاد ویلسدورف (Wilsdorf Foundation) را تأسیس کرد، یک سازمان خیریه برای اهداف اجتماعی. نکته مهمی که باید ذکر شود این است که مدت کوتاهی قبل از مرگ هانس، او ۱۰۰ درصد مالکیت رولکس را به بنیاد ویلسدورف منتقل کرد. این بنیاد هنوز هم رولکس را در اختیار دارد و کنترل میکند. بنابراین، رولکس هرگز عمومی نخواهد شد یا فروخته نخواهد شد. منابع همچنین بیان میکنند که این بنیاد اساساً یک خیریه است و رولکس مالیات پرداخت نخواهد کرد.
به محض پایان جنگ جهانی دوم، فروش رولکس به طرز چشمگیری افزایش یافت. برای مثال، در سال ۱۹۴۶، رولکس ۵۰،۰۰۰مین کرونومتر گواهی شده خود را فروخت (گواهی کردن را ۲۰ سال پیش آغاز کرده بودند). تا سال بعد، در سال ۱۹۴۷، فروش آنها به ۱۰۰،۰۰۰مین کرونومتر گواهی شده رسید و فروش دو دهه گذشته را در یک سال دو برابر کرد. این موفقیت ناشی از مدل جدیدی بود که در سال ۱۹۴۵ عرضه شد: رولکس Datejust. این مدل اولین ساعت مچی ضد آب، خودکار و نمایش دهنده تاریخ روز در صفحه ساعت بود.

تقریباً ۱۰ سال بعد، مدل انقلابی دیگری معرفی شد: رولکس Day-Date. این ساعت اولین ساعت مچی ضد آب و خودکار بود که نه تنها تاریخ روز، بلکه روز هفته را نیز نشان میداد. این مدلها امروزه نیز دیده میشوند و اغلب به عنوان استاندارد برای استفاده معمول از ساعت مچی در نظر گرفته میشوند.

در دهه ۵۰، رولکس به عرضه سری ساعتهای نوآورانه ادامه داد. افسانهایترین آنها، رولکس Submariner بود که در سال ۱۹۵۳ معرفی شد. این ساعت اولین ساعت مچی ضد آب برای غواصی عمیق بود که میتوانست تا عمق ۱۰۰ متری اقیانوس بدون از کار افتادن کار کند.
هانس ویلسدورف در سال ۱۹۶۰ درگذشت. پس از مرگ او، رولکس شروع به معرفی خود به عنوان برند لوکسی کرد که امروز میشناسیم. شرکت بازاریابی خود را بیشتر بر روی مجموعهای انحصاری از ساعتها برای افراد جامعه بالا متمرکز کرد که موفقیتآمیز بود. عامل دیگری که باید در نظر گرفت این است که در سال ۱۹۸۵، رولکس شروع به ساخت ساعتهای خود با فولاد 904L کرد. این فولاد بسیار بادوام و گرانقیمت است و رولکس اولین شرکت ساعتی بود که از آن استفاده کرد. این یکی از دلایل قیمتهای بالای آنها امروز است.
رولکس امروز به عنوان مشهورترین برند ساعت در جهان باقی مانده است. هانس ویلسدورف، از یک پسر یتیم که با هیچ چیز شروع کرد، مسیر خود را رفت و مسئول تغییر صنعت ساعت به شکلی است که امروز میشناسیم. اشتیاق او به طراحی و نوآوری فنی، او را در لیست یکی از تأثیرگذارترین مردان در این صنعت قرار داده است و میراث او امروز در دست هر کسی که یک رولکس میپوشد، قابل مشاهده است.